شنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۲


اينجا گريه است ! همان گريه اي که با وجود تو از ياد رفته بود ... همان گريه اي که سالها تنها مونس من بود ... شوري اشکها را يادم رفته بود ... امشب باز چشيدمشان ...
اينجا سرتاسر دل نگرانيست ! دلي که سرتاسراش از توست ... دلي که امشب در خون است ...
اينجا انتظار است ! پر از نگاه هاي منتظر ... نمي دانم امشب بر بالين دوست داشتني ترين ٬ دوست داشتي زمين کدامين دکتر خواهد بود ... اما از خدا مي خواهم که بهترينش باشد ... زيرا که بهترين من بروي تخت است ...
اينجا چشمان اشکباري است که نوشته هايت را مي خواند ... از نامه هاي زيبايت ... تا نوشته هايت در چهلچراغ و کاپوچينو ...
نوشته هايت را مي خوانم مثل ديوانه ها گريه مي کنم ٬ مي خندم و باز گريه مي کنم ... نوشته بودي "‌ بايد صبر کنم " ٬ باشد صبر مي کنم ... اما قول نمي دهم که گريه نکنم ... وقتي که اسمت رو تو ذهنم ميارم ياد خيلي چيزها مي افتم ... ياد پيانو ٬ ياد از درخت بالا رفتن ٬ ٬ ياد دزيره ٬ ياد خودکار بيک ٬ ياد گلهاي نرگس ٬ ياد دلفين ! و شايد ياد تمامي چيزهاي زيباي زندگي ...
اينجا هنوز سرتاسر دل نگرانيست ... و قلم تنها آرامش بخش دل نگران من ... گرچه دوز آرامش بخشي اش زياد نيست ٬ يا شايد دوز دل نگراني من بالا باشد ... اما تنها داروي موجود دل نگراني من است ...
نمي دانم ... چرا امشب جمله اي که چند ماه پيش در يک وبلاگ کامنت گذاشتم در سرم هزاران بار تکرار شد ... " از مرگ مي هراسم ٬ چون تنها ديواريست که ميان من و تو فاصله مي اندازد " ... واي بر من ... واي بر من ! که فکرم تا اين حد بدبين است ... اي کاش انسانها فکر نداشتند تا فکر کنند ! تا صبح فکرها مسلسل وار روي اعصابم رژه خواهند رفت ...
خداوند امشب چه نزديک است ... نمي دانم چرا وقتي که نياز به معجزه دارم خدا را اينقدر نزديک مي بينم... چون صدايش مي کنم ... ازش خواهش مي کنم ... به درگاهش سجده مي کنم ...
جوهر قلم خشکيد ... اما اشکهاي من هرگز ...

شنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۲


خيلي وقته توي اتوبوس نديدم يه جووني جاش رو به يه پيرمرد بده ٬ آخه خيلي وقته که سوار اتوبوس نشدم !!

یکشنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۲


قافيه همه شعرهايم دلتنگيست ...
در اين دنياي پر ملال جز دوري تو ٬ ملالي نيست ... در اين خانه تنهايي جز ياد تو ٬ يادي نيست ... بر ضريح امامزاده جز دخيل تو ٬ دخيلي نيست ... در برابر خداي عشقت ٬ خدايي را توان نيست ... ستاره اي جز تو ٬ در اين آسمان ابري نيست ... در چشمان اشکبارم جز هقهق و ناله ٬ چيزي نيست ... دردي جز درد فراق ٬ در اين جسم و جان نيست ... در اين مستي شبانه جز پيک سلامتي تو ٬ پيکي نيست ... در دل ديوانه ام جز آروزي ديدار تو ٬ آرزوي ديگر نيست ...
مازيار
۲۵/۱۰/۸۲


یکشنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۲


۱. بم بود و غم بود ...
توي زندگي همه ما بايد اتفاقاتي بيوفته که تا خودمون رو پيدا کنيم ... نمي دونم چرا تا وقتي که اين اتفاقات نيوفته ٬ خودمون رو نمي تونيم پيدا کنيم . قدر اون چيزهايي رو که بيشترمون داريم ٬ مثل يک سقف بالاي سرمون ... زمين لرزيد و همه ما لرزيديم ٬ بم ويران شد و ما آباد شديم ٬ نمي دونم هميشه براي آباد شدنمون بايد يکجايي رو ويران کنيم ٬ انگارکي زماني که همه چيز خوبه و رو به راه نمي تونيم به خودمون بياييم ٬ مثل قلم که هميشه از جدايي ها خيلي زيباتر از نزديکي ها مي نويسه ٬ شايد ما انسانها توي ذاتمون يه چيزي هست که هميشه بايد در رنج و عذاب باشيم که پيشرفت کنيم ٬ به خودمون بياييم ٬‌خودمون رو پيدا کنيم ٬ حتي واسه پيشرفت اقتصادي هم دوست داريم مثل آلمان و ژاپن بعد از جنگ روي ويرانه ها کارخانه درست کنيم ... اي کاش ٬ بدون اينکه آدمها بميرند و خانه ها ويران بشه ما آدمها مي تونسيم خودمون رو پيدا کنيم ...
۲. مادر زن !!
آقا من شکايت دارم ! از مادر زن عزيزم شکايت دارم ! البته حق با اونه ! ولي خوب حقيقت تلخه ! ولي آدم تا وقتي که مادر زن نداره بخودش ميگه : مگه مادر زن چيکار مي کنه که اين همه مردم باهاشون مشکل دارند ! اما وقتي مادرزن دار ميشي ميگي : مادر زن چيکار نميکنه !!!‌:)) اما يه ضرب المثل چيني مي گه : مادر زنها هميشه قبل از ازدواج اذيت مي کنند ٬ اما مادر شوهر بعد از ازدواج !!‌:)) خدا به دادت برسه خانم عزيز !!‌‌ :))
۳. اسمشو نبر !
دانشگاه همه چيزش خوبه ٬ جز اين اسمشو نبر که آخر ترم سراغ آدم مياد ٬‌ يه ترم همش به فکر همه چيز هستي جز درس خوندن ٬‌اما وقتي زمان اين اسمشو نبر مي رسه ٬ روزگار آدم سياه ميشه ٬ لعنت بر تو اي امتحان !
بوي قهوه !
بوي جزوه تا نخورده !
بوي شب بيداري !
بوي تقلب !
بوي ته گرفتن فسفر مغز سر جلسه امتحان !
اما يکي از معجزات شبهاي امتحان اينه که همونطوري که قرآن به پيغمبر در شب قدر نازل شد ٬ کل يک کتاب به آدم نازل ميشه !!!
۴. حلول ماه ژانويه !
ببخشيد که دير شد ! از اونجايي که امسال وبلاگرها کلي خارجکي شدند و همه کريسمس و سال نوي ميلادي رو تبريک مي گويند ! واسه اينکه ما دنيا عقب نباشيم حلول ماه مبارک ژانويه را خدمت تمامي مسلمين جهان ٬ مخصوصا شيعيان جهان تبريک عرض مي کنيم !
مازيار