چهارشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۸

زبان بند آمده
قلم خشکیده
حتی دیگر دکمه های کیبورد هم اعجاز نمی کنند...
اندک مویی سفید ، امید خاموش ، کوچه ها بند بست
تکرار تکرار تکرار
صداهای مرکب ، تباهی هستی یا هستی تباهی
تکرار تکرار تکرار
اینجا کاغذ پاره دیجیتالی فراموش شده من ....
و زمان چه زود می گذرد بی آنکه بنویسی ...