مي خواهم با واژه ها حسي را كه در درونم هست بيان كنم ، حسي اهورايي در وجود يك انسان خاكي ... در ميان واژه هاي عالم مي گردم تا واژه اي را پيدا كنم ... عشق ... محبت ... دوست داشتن ...
خسته شده ام از اين واژه هاي كليشه اي ... از اين واژه هايي كه هزاران سال است انسان از آنها استفاده يا سواستفاده كرده است ... اين واژه زميني اند ... پر از وسوسه ... پر از شهوت ... بايد واژه اي خلق كرد ... واژه اي اهورايي براي حسي اهورايي ... اما افسوس زماني كه آسماني ترين واژه ها از زبانم مي گذرند زميني مي شوند ... چاره اي نيست جز خلق واژه سكوت ... با سكوت اين حس اهورايي در وجود خاکي ام ، هيچگاه زميني نخواهد شد ...
مازيار
۱۴/۸/۸۲