بازم نوشته هاي بي سر و ته !
حرکت مردمي من !!!
توي دانشگاه سال اول و دوم کلي درسخون بودم ! طوري که توي ۵ ترم يه ۱۰۰ واحدي مثل تراکتور پاس کردم ! بدون تابستون ... بدون حذف ! بدون افتادن ! نمي دونم حس مي کردم مثل مردم نيستم !:)) از اونجايي که بايد رئيس جمهوري آينده مملکت در بطن جامعه باشه و با مردم جامعه اش در يک سطح باشه ! اين ترم با کمک خدا و دعاي خير مردم ۳ واحدي افتادم !! يه ۳ واحد هم حذف کردم ! الان حس مي کنم حسابي مردمي شدم ! ديگه کسي با انگشت توي دانشگاه نشونم نميده به دوستش بگه اين همون خرخونه هستش ! اگرم با انگشت نشون بدهند مي گن ! اين همون بچه باحاله است!!:)) ولي کلي حال داد واحد افتادم ! آخه نمي دونستم واحد افتادن چه حسي داره !! خيلي حس خوبي داشت ! بلاخره افتادن حق دانشجو هستش ! پس افتادن مال کيه ؟! مي ترسم اينقدر از اين افتادن خوشم بياد که اين بيست و هفت هشت واحدي که مونده تا مدرکمو بگيرم يه ۲ ۳ سالي لفتش بدم !! ميگن مشروطي هم هيجان داره !؟ اون رو تجربه نکردم ! انشالله امام رضا بطلبه اون رو هم تجربه کنم !!
*
خوب خوب امتحانها هم تموم شد و باز بازار وبلاگ بازي رونق گرفت ! مثل پارسال همين موقع که تعداد وبلاگها دو برابر شد توي همين روزها فکر تعداد وبلاگها باز دوبرابر بشه شايدم بيشتر ... ابن مخابرات هم حالي داد و بلاگ اسپات و پرشين بلاگ رو يه چند روزي بست ! البته هنوز هم بعضي از شرکت هاي خدمات دهنده اينترنت که آدم و عالم بي خبراند و در منطقه آفسايد حضور دارند اين سايت ها رو بستند ! اميدوارم افزايش کمي تعداد وبلاگها موجب افزايش کيفي اونها بشه ! البته پارسال که برعکس بود ! افزايش کمي موجب کاهش کيفي شد !!
*
تور توريستي يا تور تروريستي !
با يه سري از بچه هاي شبکه پيام و يه سري از رفيق رفقاي شبکه هاي کامپيوتري قديم و جديد تهران باز تصميم گرفتيم يه تور بريم ! دو ماه پيش رفتيم کاشان گلاب گيري کلي خوش گذشت ... اين سري شنيده بوديم يه جايي به اسم تنگه واشي ( ساواشي) هستش خيلي قشنگه ! ما هم خر شديم با اين اراذل اوباش گفتيم بريم ! جاده اش اونقدر مزخرفه و پر شيب بود که نمي شد با اتوبوس رفت...يه ۳ تا ميني بوس گرفتيم...وسط راه که يکي از ماشينها خراب شد ! بچه ها رو بصورت mp3 و zip کرديم توي ۲ تا ماشين ! با هزار بدبختي رسيديم به اول جاده تنگه واشي ديديم نيروهاي هميشه در صحنه بسيج جاده رو بستند ! اولش مسئول بسيجه داد و بيداد کرد ! اما خوشبختانه با تور رفته بوديم و مجوز داشتيم ماشين هاي ما رو اجازه عبور دادند ! بسيجه اولين بسيجي مودبي بود که توي زندگيم ديده بودم !! با اينکه مي تونست خيلي گير بهمون بده ! اون همه دختر پسر بصورت زيپ شده توي ميني بوس نشسته بودند ! اما بيخيال شد ! به مکان توريستي يا همون تروريستي که وارد شديم جاده بسته شد بود ! نزديک ۷ کيلومتر مجبور شديم بلانسبت اسب راه بريم ! تا رسيديم ! حالا کلي اون موقع اميدوار بوديم که الان مي رسيم به جاي خوش آب و هوا و ... ! تا رسيديم پاي يکي از بچه ها توي رودخونه ضرب ديد ! تور هم يه ساندويچ مزخرف بهمون داد ! که فقط نايلونش مال هايدا بود! توي تصور خودمون فکر مي کرديم خوب آب رودخونه فوقش تا زانوي پامون باشه ! ديديم توي بعضي جاها تا بالاي کمرمون هستش ! با بدبختي توي رودخونه رفتيم يه ۵ ۶ کيلومتري
جلو ! با هزار بدبختي هم همين مسير رو برگشتيم ! حالا هم بايد مواظب خودت باشي هم مواظب دخترهاي بقل دستت !اين مي خوره زمين ! بايد بگيريش ! اون يکي مي خوره زمين بايد بگيريش ! کلا با بچه ها خوب هميشه خوش ميگذره ! اما خوب توي اين همه توري که با رفيق رفقاي قديمي رفتيم اين يکي با بقيه فرق داشت ! مثل جسد چون رسيديم خونه ! اما خوب هيجانش خوب بود !!
مازيار