سه‌شنبه، تیر ۳۱، ۱۳۸۲


در زمانه اي متولد شدم كه عشق را متحجرين زمان مصلوب ساختند و در زيرش بوته هاي محبت را آتش زدند ، چه صحنه ي دردناكي بود مرگ عشق براي آزادمردان و چه زيبا براي متحجرين ! اما متحجرين بي خبر از آن بودند كه عشق را گر آتش بزني ققنوس هايي متولد خواهند شد كه راه و رسم پدرانشان را ادامه خواهند داد ، راه فرهادها ، رسم مجنون ها هيچگاه از سينه ي كودكان اين سرزمين رخت نمي بندد ... ققنوس هايي كه امروز متولد شدند روزي بزرگ خواهند شد ... آنها انتقام خون پدرانشان را به روش قاتلان پدرشان نخواهند گرفت ... از ققنوس هاي عشق ، مصلوب ساختن و به دار آويختن برنمي آيد ... آنان با تنها سلاحشان يعني محبت به جنگ متحجريني مي روند كه نفرت سرتاسر وجودشان را اشغال كرده است ... آنان هيچگاه متحجري را آتش نخواهند زد زيرا مي دانند كه هميشه ققنوسي از هر آتش زدني زاده خواهد شد و دود آتش هميشه در چشمان مرد آتش زننده مي رود.
مازيار