دخملک سربی
برای تو مینویسم
برای التهاب بدنت
و همه ی زخمهای کهنه ای که به دوش میکشی.
میدانستی
امتداد تنهاییت
سکوتیست متروک
که در آنجا
هستی ، لایتناهیست
اندیشه ، صامت است
و نجوای سنگ فرشهای خاطرات
تکرار میشوند
تکرار میشوند
و تکرار میشوند .
کنار من بنشین
تا ترانه ای از درد برایت بسرایم
از sacrifice