سه‌شنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۱


امشب جبرئيل در گوشم زمزمه کرد ... امشب جبرئيل حکم قرباني دلم را برايم زمزمه کرد ... امشب جبرئيل مرا همچو ابراهيم فرا خواند بر قرباني کردن عزيزترين دارايي ام ... عزيزترين دارايي ابراهيم ٬اسماعيل بود و عزيزترين دارايي من قلب من ... قلبي شايد زخمي و تکه تکه ... قلبي که خودش هيچ ارزشي ندارد ... قلبي که ارزشش ناشي از حضور قديسه اي در آن است ... قديسه اي که اين قلب پاره پاره برايش مي زند ... قديسه اي که هر شب برروي زخمهاي اين قلب مرهم مي گذارد ... قديسه اي که براي تکه تکه هايش لالايي مي خواند ...جبرئيل قرباني من حاضر است !


بودن يا نبودن !
باهم بودن يا باهم نبودن !
چگونه باهم بودن يا چگونه باهم نبودن !
براي چه باهم بودن يا براي چه باهم نبودن !


مسئله اين ها نيست ...
اينها فقط وسوسه اند !

مسئله اين است که کرکسي هوس پر طاووس کرده ...
و هر مسئله ای وسوسه ایست ....
و هر وسوسه ، مسئله ای است بی پاسخ !

دوشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۱


اينجا آخر خشکي هاست ...بسترم اينجا شن هاي داغي است که تنم برهنه ام در آغوش خود مي کشد ٬ با دلي برهنه تر از تنم مي خواهم به آغوش موجهاي دريا بروم ... تا غرق در صداي موجهاي دريا ٬ مرغان ماهي خوار برايم لالايي بخوانند ... مي خواهم در اين غروب دلگير به سوي خورشيد شنا کنم ... اما هر چه بيشتر شنا مي کنم ٬ خورشيد دورتر و دورتر مي شود ... تو از من دور نشو تا بتوانم حداقل شنا کنم !

یکشنبه، بهمن ۲۰، ۱۳۸۱


سيا از ما بيشتر درباره ما مي داند



وقتي در سايت گوگل iran رو سرچ مي کنيد ٬ اولين يافته گوگل ٬ سايت سيا مطلق به سازمان اطلاعات آمريکا هستش ٬ توي همين صفحه شما اطلاعاتي رو درباره ايران مي بينيد که توي بروشورهاي داخل ايران نيست .



ايران !

کشوري در خاور ميانه که در ميان درياي عمان و خليج فارس و درياي خزر ( کاسپين) و همچين در ميان کشورهاي عراق و پاکستان احاطه شده است ٬ با انقلاب ۱۹۷۹ رژيم شاه رو سرنگون شد و حکومت جمهوري اسلامي ايران تاسيس شد ٬ دانشجويان ايراني در ۴ نوامبر ۱۹۷۹ تا ۲۰ ژانويه ۱۹۸۱ سفارت خانه آمريکا در تهران را اشغال کردند ٬ ايران در طي سالهاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ جنگ خونيني رو با عراق داشت .



از اطلاعات جالب اين سايت ميشه به اطلاعات زير اشاره کرد:



بلندترين جاي ايران : دماوند ۵۶۷۱ متر بالاتر از سطح درياهاي آزاد
پست ترين جاي ايران : دريايچه خزر ۲۸ متر پايين تر از سطح درياهاي آزاد







منابع طبيعي ايران :
نفت ٬ گاز ٬ زغال ٬ کروم ٬ مس ٬ آهن ٬ سرب ٬ منگنز ٬ سولفور ٬ روي



بلاياي طبيعي : ( مخاطره هاي طبيعي ) !
خشکسالي ها ٬ طوفانها ٬ شن هاي روان ٬ طوفان شن ٬ زلزله



مشکلات زيست محيطي :
آلودگي هوا در شهرها ٬ آلودگي نفتي در آبهاي خليج فارس ٬ قطع جنگل ها ٬‌ شستشوي خاکهاي حاصلخيز ٬ آلودگي آبها و و و !





جمعيت :
66,622,704 (July 2002 est.)




ساختار سني ‌ :
0-14 years: 31.6% (male 10,753,218; female 10,273,015)
15-64 years: 63.7% (male 21,383,542; female 21,096,307)
65 years and over: 4.7% (male 1,633,016; female 1,483,606)



سرعت(نرخ ٬ آمار) تولد :
17.54 births/1,000 population



سرعت(نرخ٬ آمار) مرگ :
5.39 deaths/1,000 population



آمار ازدواج و تلاق : ( منفي ازدواج !!!‌)
-4.46 migrant(s)/1,000 population



نسبت مرد و زن :
at birth: 1.05 male(s)/female
under 15 years: 1.05 male(s)/female
15-64 years: 1.01 male(s)/female
65 years and over: 1.1 male(s)/female
total population: 1.03 male(s)/female




اميد به زندگي : ( زنها بيشتر عمر مي کنند !!!‌)
total population: 70.25 years
female: 71.69 years
male: 68.87 years



HIV/AIDS - adult prevalence rate:
less than 0.01% (1999 est.)



گروهاي نژادي :
فارس ۵۱٪
آذري ۲۴٪
گيلکي و مازندراني : ۸٪
کرد : ۷٪
عرب : ۳٪
لر : ۲٪
بلوچ : ۲٪
ترکمن : ۲٪
بقيه : ۱٪



عضويت در مجامع جهاني زير :
CCC, CP, ECO, ESCAP, FAO, G-19, G-24, G-77, IAEA, IBRD, ICAO, ICC, ICRM, IDA, IDB, IFAD, IFC, IFRCS, IHO, ILO, IMF, IMO, Interpol, IOC, IOM, ISO, ITU, NAM, OIC, OPCW, OPEC, PCA, UN, UNCTAD, UNESCO, UNHCR, UNIDO, UPU, WCL, WFTU, WHO, WIPO, WMO, WToO





توضيحات پرچم :
three equal horizontal bands of green (top), white, and red; the national emblem (a stylized representation of the word Allah in the shape of a tulip, a symbol of martyrdom) in red is centered in the white band; ALLAH AKBAR (God is Great) in white Arabic script is repeated 11 times along the bottom edge of the green band and 11 times along the top edge of the red band



خيلي جالبه ! نشستن اون الله اکبرهاي تو پرچم رو شمردن ! ۱۱ تا زير اون سبزه اومده ! ۱۱ بار بالاي خط قرمزه‌!‌



نيروي کار :
۱۸ ميليون !‌ ( بقيه ظاهرا يا خونه دار هستند ! يا الاف ! يا زير سن کار يا بازنشسته‌!‌)
توضيحم داده :‌ نيروي متخصص کم داريم !





حرفه هاي نيروي کار :
کشاورزي ۳۰٪
صنعت : ۲۵٪
خدمات : ۴۵٪





نرخ بيکاري : ( ما که بيکار نداريم!!‌)
۱۴٪



درآمد :
۲۴ ميليارد دلار



مخارج :
۲۲ ميليارد دلار






صنايع :
نفت ٬ پتروشيمي ٬ نساجي ٬ سيمان و مصالح ساختماني ٬ نگهداري و تبديل مواد غذايي ( شکر و روغن نباتي) ٬ صنايع فلزي ٬ تسليحات جنگي !



نرخ رشد صنايع ( غير نفتي )‌:
۵.۵٪



توليد برق :
120.33 billion kWh



برق توليد شده از منابع: ( فکر کنم يه ۰.۰۰۰۰۱ هم از باد ٬ برق توليد مي کنيم!‌)
fossil fuel: 94.24%
hydro: 5.76%
other: 0%
nuclear: 0%



برق مصرفي :
111.907 billion kWh




توليدات کشاورزي :
گندم ٬ برنج ٬ غلات ٬ جغندر قند ٬ ميوه ٬ آجيل ٬ کتان ٬ لبنيات ٬ پشم ٬ خاويار



صادرات :
۲۷.۴ميليارد دلار
۸۵٪ نفت ! بقيه : فرش ٬ ميوه و آجيل ٬ فلز و آهن و محصولات شيميايي
به کشورهاي :
Japan 20.5%, Italy 7%, UAE 5.9%, France 4.7%, China 4.1%



واردات :
۱۷.۲ ميليارد دلار ( همه چيز وارد مي کنيم!‌)
از کشورهاي :
Germany 11%, Italy 8.3%, China 6.1%, Japan 5.3%, UAE 5%



برابر واحد پول :
from 1997 to 2001, Iran had a multi-exchange-rate system; one of these rates, the official floating exchange rate, by which most essential goods were imported, averaged 1,750 rials per US dollar; in March 2002, the multi-exchange-rate system was converged into one rate at about 7,900 rials per US dollar
سيستم چندگانه برابري نرخ ريال با دلار وجود داره !‌ دلار ۱۷۵ تومني ! تا همين ۸۰۰ تومني خودمون !



تعداد تلفن ثابت : (تا سال ۱۹۹۷)
6.313 million



تعداد تلفن همراه ( موبايل)‌‌: تا سال ۱۹۹۸
265,000



تعداد راديو :
17 million



تعداد تلويزيون :
4.61 million



تعداد يوزر اينترنت : تا سال ۲۰۰۱
250,000



خطوط لوله :
لوله نفت:5,900 km
محصولات نفتي و پتروشيمي : 3,900 km
گاز طبيعي : 4,550 km



تعداد معتاد به مواد مخدر :
۱.۸ ميليون نفر!



و خيلي اطلاعات ديگه : مثل طول بزرگراه ها ٬ راهن آهن ٬ تعداد فرودگاه ها ٬ نيروي هاي ارتشي ٬ سيستم ارتش ٬ نيروهاي متشکل ارتش ٬ سن نيروهاي متشکل ارتش ٬ مرزهاي ايران ٬ روابط ايران با همسايگان و مشکلات ايران ٬ سيستم تلفن هاي ايران ٬ اقتصاد ايران و و .....



اميدوارم روزي اطلاعات ما از خودمون اندازه اطلاعات غربي ها از ما بشه ! اين فقط يه صفحه از هزاران صفحه اطلاعاتي هست که آمريکا از ما داره ! اطلاعاتي که خوندن بعضي هاش چند تا شاخ تو سرمون در مياره !‌ مثل تعداد راديوهاي در ايران ! يا تلويزيون هاي در ايران !
به اميد آن روز !


مازيار


پ ن : ترجمه کلمه به کلمه نيست


اونقدر بچه نيستيم که همين جوري سرمون بندازيم پايين و بگيم هرچه پيش آمد خوش آمد ... و اونقدر هنوز بزرگ نشديم که بتونيم روي هم حساب باز کنيم !
اونقدر بچه نيستيم که پستونک توي دهنمون بگذاريم ... و اونقدر بزرگ نشديم که پستونک توي دهن بچمون بگذاريم !





توي اين زمونه دل رو بايد خاک کرد ... چون اگه خاکش نکني مثل يه جسد مرده بوي تعفنش خفه ات مي کنه ... توي اين زمونه دل مثل يه بار اضافي مي مونه که بدون هيچ سودي هميشه جلو راهت رو مي گيره و سنگينيش جون پاهات رو مي گيره ... تو اين زمونه اگه دل داشته باشي ٬ هيچي نداري ... اگه دل نداشته باشي همه چيز داري ...
اگه دلت رو خاک نکني و روش يه سنگ قبر نگذاري ... دلت راه ميوفته و عاشق ميشه ... توي کوچه پس کوچه هاي شهر ... تا اين راهروهاي باريک اينترنت ... تا اون کلاسهاي تنگ و تاريک و حوصله بر دانشگاه ... وقتي دلت عاشق شد ... آواره ميشه ... دنبال هر کس و ناکسي راه ميوفته ميره ... اونوقت مي بيني که داري خودتم دنبال دلت مي ري ... اونقدر دنبالش ميري که يه روز مي بيني تا گردن توي باتلاقي از کثافت فرو رفتي ... اونقدر سبک شدي که دعا مي کني يه ذره سنگين تر بودي توي اين باتلاق بيشتر فرو مي رفتي و خفه مي شدي و از اين زندگي نکبتي راحت مي شدي ... مي دوني چرا اونقدر سبک شدي !؟ اونقدر خودت رو خوار و خفيف مي کني واسه دلت ... اونقدر دلت برات مهم ميشه که يادت مي ره آدمي ... غرور داري ... واسه خودت کسي بودي حداقل ... الان چي شده‌؟! ... وقتي دلت رو دادي بهش ... غرورت رو شيکوندي بخاطرش ... بخاطرش تن به هر کاري دادي ... مثل يه سگ وفادار دنبالش کردي و براش واق واق مي کردي ... در عوض اون حتي يه استخون خالي هم به تو نداد ... اما تو بازم براش واق واق کردي ... زندگي سگي پس چيه ؟! همينه ... همين ... همين که بشي مثل يه سگ برده طرفت ... در عوض لبخندي که شايد برات بزنه براش واق واق کني ... باز مي گي دلت رو خاک نکن مازي ؟! چرا خاک نکنمش ... چرا بگذارمش مثل يه هدف که هر رهگذري واسه امتحان کردن تير و کمونش با تير بزنه وسطش رو مردم براش دست بزنند ... چرا بگذارم که مثل يه جسد بوي تعفنش خفم کنه ؟! ... بايد خاکش کرد ... چون خيلي وقته که تاريخ مصرف عشق و عاشقي گذشته ...


عاشق از قاضی می ترسد ... می نیار ...

جمعه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۱




توي اين چند روز چند فيلم فوق العاده ديدم اولينش × دار و دسته هاي نيويورکي ×
فيلمي که نمايشگر تاريخ سالهاي ۱۸۰۰ تا ۱۸۵۰ شهر نيويورک هست ... کارگردانش مارتين اسکورسيسي هست ٬ با بازي پسر خوشگله تايتانيک عشق دختر ايروني ها !‌( ديکاپريو ) خيلي جالبه که اين فيلم از ۱۰ ژانويه روي پرده سينماهاي اروپا و آمريکا رفته ! من بعد کمتر از ۳۰ روز ديدمش !!! خودم کفم بريد ! فيلمي که محتواي عشق و خشونت رو بخوبي با هم ترکيب کرده ٬ همينطور تونسته تاريخ اون زمان شهر نيويورک رو در قالب يک داستان بيان کنه ٬ اين فيلم به بيان جنگ هاي خونين بين مهاجران ايتاليايي که به رهبري ( بيلي قصابه ) که خيلي شبيه شير علي قصاب خودمون هست با مهاجران ايرلندي به رهبري پسر خوشگله مي پردازه ! احتمالا امسال کلي اسکار مي بره !

فيلم دوم × روز ديگر بمير × ( جيمز باند ) بودش ! اين سري جيمز باند کلي مخ زن و دختر باز شده !‌ توي اين فيلم ماشالله با هر کي که گيرش ميومد سکس داشت ! جيمز باند اهل حال تا حالا نداشتيم ? که اين سري داريم ! جيمز باند اين سري ماموريتش توي کره شمالي هست و واسه منهم کردن يک سلاح ليزري کره شمالي که از فضا به زمين اشعه مي زنه ٬ مامور شده ٬ پر از همون خالي بندهاي هميشگي اما جذابيت هاي هميشگيش بود اين فيلم ! يه تيکه فيلم منو ياد اون جوک ترکه انداخت که مي ره خواستگاري ? ازش مي پرسند که اسمتون چيه : مي گه فر ! غضنفر ! توي اين فيلم مثل سري هاي قبلي جيمز باند با همون ژست هميشگي مي گه ! باند ! جيمز باند!
اين فيلم توي کره شمالي ممنوع شده !

فيلم سوم × ارباب حلقه هاي۲ × مثل ورژن شماره يکش پر از جلوه هاي ويژه اما فقدان حضور يک سناريوي منسجم هست ٬ توي اين فيلم فقط مات و مبهوط جلوه هاي ويژه هستيم تا مهو يک داستان ! توي اين فيلم يک قلعه وجود داره که از قلعه هکمتانه يا هگمتانه توي همدان الهام گرفته ! قلعه اي که از چند قلعه تو در تو تشکيل شده ٬ فکر مي کنم قسمت اولش بهتر از اين قسمتش بود ! بيشتر وقتها فيلم هاي چند قسمتي قسمت هاي اولش خيلي بهتر از دنباله هاشون هستند ٬ البته استثناهايي چون پدرخوانده ۲ هم وجود داره ! امسال ظاهرا پر از اين فيلم هاي دنباله دار هست ٬ماتريکس و قسمت سوم ترميناتور هم توي راه !



چهارشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۸۱

بعضي وقتها براي نوشتن خيلي ديره ... حتي براي نوشتن يه وصيت نامه ... بعضي وقتها براي گفتن خيلي ديره ... براي گفتن دوستت دارم ... يا براي گفتن يه ببخشيد ... بعضي وقتها اونقدر دست دست مي کني ... که مي بيني فاصله تو و اون اونقدر زياده که حتي به خاک پاش هم نمي رسي ... بعضي وقتها دوست داري که خيلي منطقي بري جلو ... خيلي آروم ... پله به پله ... قدم به قدم ... اما بعضي وقتها اونقدر اين پله ها رو آروم مي ري ... که هر پله اندازه يه طبقه گذروندش طول مي کشه ...

یکشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۱

ثبت نام
---------


روز ثبت نام ٬ دانشگاه ما بيشتر شبيه طويله ميشه تا دانشگاه ! اين تو سر اون يکي مي زنه ! اون يکي زورکي مي خواد بيوفته جلو صف ! يه مشت ديونه هم از ساعت چهار صبح تو سرما و گرما مي رن تو صف جا مي گيرن واسه خودشون ! کلا اگه بخواهي مثل يه آدم با شخصيت ثبت نام کني و مرتب توي صف ها بري يه واحد هم برات نمي مونه ! البته من چه زود برم چه دير برم واحدهايي رو که مي خواهم پر شده ! چون جزو معدود کساني هستم که واحد هام با ترمم مي خوره و يه ذره جلو تره ! آخه توي اين دانشگاه ما اولين روز ثبت نام ثبت نام پدربزرگهاي دانشگاه هست ورودي هاي ۷۶ ۷۵ ! بعد روز به روز نوبت به ما ميرسه ! از شانس بد من هم همه درسهام با اين پدر بزرگها يکيه ! من کله سحر روز ثبت نام خودمون هم برم باز واحدها همه پر شده ٬ آخر مجبور ميشي بري ۱۰۰ تا امضا بگيري تا ظرفيت جديد باز شه برات !‌


سايت دانشگاه
-----------------


دانشگاه ما امسال خيلي مدرن شده ! مثلا سايت زده ! جون مادرتون اينجا کليک کنيد !


طراحي رو حال کنيد ! با پاور پوينت ۹۷ احمقها سايت درست کردند ! صفحه هاي فوق العاده حجيم ! من موندم اين گروه کامپيوتر يوني ما چي بلده ! والا من با همه بي سواديم از اينها بهتر مي تونستم طراحي کنيم !


پروژه
------


امروز مي رم دانشگاه واسه ثبت نام ... ۱۵ ام هم يه تحويل پروژه دارم ! که بايد اونم انجامش بدم ! امتحانها تموم ميشه بدبختي پروژه ها ميمونه ! با اين استادهاي ديوانه ! پروژه اسمش اينه که ۳ نمره داره ٬ ولي هر کي نده ميوفته !!‌



رفقا
-----
توي اين چهار و پنج روز تونستم کلي از رفقا رو ببينم ! بخصوص بچه هاي شبکه پيام رو ...
روز اول اونقدر واسه اين آرش ترکه دلم تنگيده بود باهم رفتيم شام بيرون ! فرداش هم با يکي از بچه هاي دبيرستان زديم بيرون ! طبق معمول هميشه دوستمونو با يه دوست دختر جديد زيارت کرديم ! من واقعا به پشت کار اين دوستم اعتقاد دارم !‌ من خودم با اون همه شيطوني ها ۲ ٬ ۳ سال پيشم ديگه هک کردن مخ دخترهاي مردم رو بوسيدم گذاشتم کنار‌! ديگه آدم خسته ميشه ! اما رفقا بدجوري پشت کار دارند !‌ رفتيم خيرسرمون هات چاکلت ! اما کولد چاکلت داد بهمون !! اونقدر ولرم بود که به زير صفر مي زد !‌ اين رفيقمون مرام گذاشت ما رو تا اون سر شهر اومد و پروژه اي که قراره از روز فتوکپي بزنم و بدم به استاد رو گرفتيم ...
سر چهار پارک وي که بودم داشتم مي رفتم خونه آرش ترکه زنگ زد برو بچ جمع شدند ! بعد مدتها کاوه ٬ امير و بابک رو ديدم ! ديشب هم با شبير رفتم اين آپاچي ! اين فست فود هاي تهران واقعا خنده داره ! واسه کسايي که شهرستان دانشجو هستند !‌ آخه توي ز نجان ساندويج از ۱۲۰ تومن شروع ميشه تا ماکزيمم ۶۰۰ تومن ! انصافا هم مزه بعضي از ساندويچي هاي اونجا از مال بهتره ! مخصوصا توي ساندويچ هايي مثل چيزبرگر !‌ اما مثلا سوسيس کالباسهاشون اصلا خوب نيست ! با شبير يادي از دوران بي بي اس بازي کرديم ! از عشهاي شبکه اي ... از رفاقت هاي شبکه اي !‌ يه بار دو سال پيش بود ! واسه درس پاسکال دانشگاه پروژه مي خواستم ! يه ميل تو انجمن نرم افزار زدم ! حسن خئوپس و کسري تي آمو برام برنامش رو ظرف يک روز نوشتم ٬ شبير هم اومد با هم پاسکال کار کرد ! شدم نمره دوم کلاس !!!! يادش بخير !!! دوراني بود ... صميميتي که توي بي بي اس بود هيچ وقت توي فرزندش يعني اينترنت بوجود نيومد ! بي بي اس توش آدم هويت داشت ! همه آدم رو مي شناختند ! تو يک شخصيت بودي توش !‌ نه يه آيدي ياهو مسنجر بي هويت !


رئيس صنف آي اس پي داران !
-----------------------------------
چند روز پيش آرش يه لينک تو بي بي سي داد گفت ببين ! کفم بريد ! مصاحبه با رئيس صنف آی اس پي داران ! ديدم زده جلو ( مهندس محمد صادق جديدي ) !!!!! فکم چسبيد به زمين ! اين ممد صادق زماني صاحب شبکه پيام بود ... جزو کساني بود که بي بي اس رو توي سالهاي حدود ۷۳ به ايران آورد ! ولي خودش قد خر حاليش نبود ! عوامل پيشرفت شبکه پيام ٬ اول کاربرهاي با سوادش بودند و در ثاني مديريت دکتر دادخواه ! وقتي دکتر دادخواه رفت و همين طور کاربرهاي باسواد پيام ! ديگه پيام شد يه مهدکودک !
ما با داداش اين ممد صادق کلي قرار مرار مي گذاشتيم !‌ هنوز باورم نميشه ! واسه کساني که اين ها رو مي شناسن مثل جوک ميمونه شنيدن اين خبر !