چهارشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۸۱

بعضي وقتها براي نوشتن خيلي ديره ... حتي براي نوشتن يه وصيت نامه ... بعضي وقتها براي گفتن خيلي ديره ... براي گفتن دوستت دارم ... يا براي گفتن يه ببخشيد ... بعضي وقتها اونقدر دست دست مي کني ... که مي بيني فاصله تو و اون اونقدر زياده که حتي به خاک پاش هم نمي رسي ... بعضي وقتها دوست داري که خيلي منطقي بري جلو ... خيلي آروم ... پله به پله ... قدم به قدم ... اما بعضي وقتها اونقدر اين پله ها رو آروم مي ري ... که هر پله اندازه يه طبقه گذروندش طول مي کشه ...