-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
BBS :Peyam BBS
فرستنده : GHOROUB
انجمن : FRIENDLY
- =-=-=-=-=-=-=-=-=-
آخرين ورژن دختران روشنفكر.. شهريور ۱۳۸۰
هوالمحبوب
اي كه دوريت آزمون تلخ زنده بگوريست گوش كن دورترين مرغ جهان ميخواند يه روز سرد پاييزي كه يه پسر آس و پاس داشت تو خيابوناي خيس شهر ميگشت يه نگاه گرم و مهربون و كف اندر كف ناز ديد و دلش هوايي شد و گيرپاژ كرد و زد تو خاكي .. گفت ايهاالناس من سيم كارت سوزوندم .. دلم گرفتاره .. برانكارد بيارين منو توش بذارين كه من خورد و خميرم .. كه من عاشق ترينم .. همين الان ميميرم ... چي ديده بود..؟ دختري ديده بود كه ما.. ماتيك ميكشيد.. دور لب يك خط.. و از اين حرفا..! اوجه تنهايي و بدبختياش بود .. بيچاره الهي براش بميريم كلي دلگيرو تيپر بود.. خلاصه دختره هم از خدا خواسته شمارشو قبول كرد و فرداش بهش زنگ زد.!
(چقدر حول .. معمولا براي گذاشتن كلاس يه هفته اي صبر ميكنن .. )
دختر: سلام (:
پسر: سلام .. ..ee.ee.e چي .. شمايين .. آخ ببخشيد حول كردم ..
دختر: اهمن .. مهم نيست .. خوبيد.. من از قرمز خوشم مياد..
پسر: هر چي شما بگين منم از قرمز خوشم مياد..
دختر: ا.. چه تفاهمي بريم ازدواج كنيم ..
پسر: باشه منم خيلي خوشحال ميشم .. هر روز زنگ بزن (نمونه ي بارز خر)
فردا و پس فردا..
دختر:
تركوندن كمي تا قسمتي تيريپ اتمي Love .. و كمي عاشق بازي .. بي تو هرگز.. با تو عمرا.. شبا بدون صدات خوابم نميبره .. از عشق تو چون مرغم .. باور نداري غد.غد.. بازم باور نداري از 118 بپرس .. كلي دلم برات تنگ شده بود.. به خدا ديشب كه تو اينترنت بودي تلفنتون اشغال بود من مردم .. كپكيدم .. خيلي دلم برات تنگ شد عزيزم .. كجا بودي .. احساس ميكنم هيچ وقت بدون تو نميتونم زنده بمونم .. تو مرد زندگيمي .. شبا همش خواب تو رو ميبينم .. سراغ مي و پيمونه ميرم من .. تو اين ميخونه ها خسته ي دردم .. به دنبال دل خودم ميگردم .. نامتو تو ميل باكسم Exempt كردم .. نامت كه مياد ميگي حالم خوبه عزيزم انگار همه ي دنيا رو به من دادن .. تو خوب باشي منم خوبم .. دوست دارم با تموم گرفتاريات ..
پسر:
عزيزم من هيچ چي از تو نميخوام .. همين كه با مني يعني همه چيو دارم .. من چهقدر خرم ميدونم خودم .. دوست دارم باهمه شيطونيات اي مصيبت .. همه چيزه مني .. زندگي بدون تو برام معني نداره .. ليلاي من كجايي .. از صبح دارم عكستو ميبينم و گريه ميكنم .. (به خدا راست ميگه )
روزها در اوج عشق و عاشقي و اسيد بازي دو كبوتر سپري شد و كلي خاطره تو حافظه ي پر ظرفيت پسر ايجاد شد..! روزا رو به اميد تلفن و قرار ها سپري ميكرد.. دم كنكوري بود.. بايد درس ميخوند.. جاش نامه هاي عشقش رو ميخوند.. اي خدا درس چيه .. هندسه و حساب چيه .. نامه هاي عاشقانشو عشق است .. از نگاه اول به دنبال تو بودم بيا تپل قشنگم بذار دورت بگردم .. اره منو كشتي (يه چيزي اونور تر از كشتن ) فدات شم .. قوربون اون ناز و ادات شم .. خوب خلاصه پسره كلي چت شده بود و كمبود آنتن هم كه خوب ديگه همتون آشنايين باهاش .. حموم نميرفت بو تن ماهي ميداد ولي بازم منتظر تلفن بود.. يا اگه ميرفت تلفنم ميبرد زير دوش .. تنهايي معنا نداشت .. صداي دختر همه ي اهنگاي روي زمين بود.. صداي دختر تمام تار وجود پسر رو ميلرزوند.. چشماشو بهاري ميكرد.. دختره اومد جاي خالي همه رو پر كرد.. پسره نميدونست اگه يه روز دختره بره كي ميخواد جاي خالي اينو پر كنه ..! دختره شد انيس و مونس .. دختره يه شب قلبش درد گرفت .. پسره يه هفته قلبش وايساد.. دختره يه آه كشيد.. پسره يه عمر زمين گير شد.. دختره گفت دستم درد ميكنه .. پسره سر به بيابون گذاشت تا دردكشيدن عشقشو يه وقت نبينه .. دختره تو پاييز كه گل سرخ نبود گل سرخ خواست .. پسره هر چي گل سفيد بود با خونش سرخ كرد و چهار دستي تقديم كرد.. اي روزگار.. گذشت و گذشت تا اينكه همه فهميدن اينا تيكه ي همن .. همه فهميدن ..دختره گفت تا آخرش هستم .. پسره گفت ما بيشتر..! تا ته خط اين زندگي باهاتم .. ميشم مرد خونت .. رفيق تنهاييات .. مخلص شباي بي كسيت .. (چقدر اين پسر ساده بود خدا..!) خلاصه .. زد و پسره كنكور قبول نشد.. از اولم كه آس و پاس بود.. آس و پاستر شد.. خونه و خونواده تيپر.. رفيق و برو بچه هاي محل تيپر و تعطيل .. بعد همه شدن دشمن .. همه دست به دست هم داده بودن تا اين پسر عاشق رو يه جورايي بيچاره تر كنن .. باباش گفتپدر جان از اينجا برو.. آبرو براي ما نذاشتي .. اين همه خرجت شد.. اخرشم هيچ جا قبول نشدي .. زت زياد.! هررررررري ... خلاصه در و همسايه و هر كي كه يه اشناييتي با اين بنده خدا داشت يه سيفونرو براش ميكشيد.. حالا سرتونو درد نميارم از دوست دخترش براتون بگم .. پسره بهش زنگ زد و گفت خانومي كجايي ازت خبري نيست .. هر چي ميزنگم اشغالي كه .. دلم خيلي گرفته .. نميدونم چيكار كنم .. دختر: من كه تلفن حرف نميزنم .. با دوستام تو اينترنت قرار ميذارم ميرم اونجا ميحرفم .. خيلي پسراي ماهين .. عين داداشم ميمونن .. تازه دانشگاه هم قبول شدن .. چه رشته هايي .. آب و برق و گاز و همه چي هم دارن . واي نگو...
پسر: به من چرا نگفته بودي پس .. داداش اينترنتي داري .. (صد رحمت به داداش شبكه اي ) من حالم بده ..
دختر: ببين من بايد برم با داداشم قرار دارم .. نرم حالا فكر ميكنه كه چه خبره .. شب خوش ..
دختره گفت اصلا بذار همين امشب روشنت كنم ..! بايد باهات بحرفم .. ديگه دوستيمون داره تكراري ميشه .. بايد زودتر از اينها بهت ميگفتم .. ببين عزيز ما تيكه ي هم نيستيم ..اصلا براي هم ساخته نشديم .. تو يه فازي من يه فاز ديگه .. تو همش ريپ ميزني .. من دلم ميخواد بيرون جلو دوستام از دوس پسرم حرف بزنم .. آخه تو چي داري كه من پوزشو بدم .. نه ماشين نه خونه .. نه هيچ چي كه داري .. تازه ده سال ديگه هم اينا گيرت نمياد.. منم دل دارم آخه .. ميدونم كه همه حرفامو منطقي گوش ميكني ..اينجوري برات بگم ما خانوادمون خيلي روشنفكره (ارواح عمت ) و اصلا نميتونيم اين تيريپها رو باور كنيم .. آدم تا وقتي جوونه بايد از جوونيش استفاده كنه .. فردا اگه به شوهرم بگم يه دوست پسر داشتم ميگه خاك بر سرت .. نميشه كه .. بايد خيلي ها تو زندگيم باشن تا با روحيات مختلف آشنا بشم و از اين حرفاي صد من يه غاز..!
پسر: چرا كانال عوض كردي .. ما كلي باهم قرار مدار داشتيم .. همشون زرشك ..؟؟ آخه چرا.. چرا يه شبه اين تصميمو گرفتي ..
دختر: ببين دوست پسر مريم BMW داره .. تو خونشون هم كه موبايل ريخته .. خونه مجردي هم كه ديگه نگو.. انقدر خونش قشنگه .. يه داداش خوشگل هم تازه داره .. تازه با اين همه دبدبه كبكبه .. مريم تحويلش نميگيره .. تو يه فورقون هم نداري اخه .. من چي بگم . من اينده دارم اخه ..
پسر: به خدا بابابزرگم اينا دارن .. اگه تو بخواي ازشون قرض ميگيرم .. چرا تو عوض شدي .. خودت گفتي همين كه دوسم داري بسه ..! همه چي رو ميخواي خراب كني ...؟
دختر: ما از اولشم نبايد دوست ميشديم .. (حرفي كه همه دخترا ميزنن ) كارمون بيخودي كش دار شد.. ما داريم به هم عادت ميكنيم .. تو هم كه اينده اي نداري .. پس بهتره كه زودتر تمومش كنيم .. صداي هم رو هم نشنويم بهتره ...
پسر: يادته يه روز گفتي خيلي دوسم داري ..
دختر: ديگه چه خبر.. (همه حرفا باده هواست ..)
پسر: يادته گفتي تا اخرش ميموني ..
دختر: من بايد برم اينترنت اونجا قرار دارم ..!
پسر: يادته يه روز تو بغل من گريه كردي .. گفتي همه چيزم توي ..
دختر: خدافظ.. تق . (گوشي قطعيده شد)
*********
پسر رفت بالا اومد پايين .. ياد بدهكارياش افتاد.. مخش شيش و هشت رو تجربه كرد و ملق زدن رو شروع كرد.. ياد خاطره هاش افتاد.. يادش افتاد چقدر سختي كشيده .. يادش افتاد كه چه شبايي رو گذرونده .. ياد حرفاش افتاد.. ياد روزاي قشنگش كه همه يه شبه رفتن .. ياده kiss.kkiss.kkiss ياد عاشق بازيا.. 6 عصر دمه ميدون ونك يادت نره عزيزم ..! خلاصه ملقاتي ميزد باسه خودش .. رفت تو عالم هپروت .. چند روز بعد خبر رسيد زيدش دست تو دست يكي ديگه ..!!!! سرتونو درد نيارم پسره يه ماهي تو اين دنيا آنلاين نشد.. نفهميد از كي و از كجا خورده .. همش ميگفت آخه يه شبه ..!
همه چي فراموش شد.. مگه چيكار كرده بودم من ..
(يه سوال همينجا تو ذهن نويسنده پيش مياد و اونم اينه كه جدا چطوري همه چي رو زير پا ميذارن و ظرف 24 ساعت .. تو رو خدا به ما هم ياد بدين .. بالاتر از نعمت سلامتي نعمت فراموشيست كه پسرا ازش بي نصيبن ..)
پسره بعد از مدتي با رسم و رسوم ورژن جديد آشنا شد و فهميد كه بابا زندگي يعني همين ..الان بهتون نشون ميدم .. رفت تو خيابون .. ده تا دختر ديد.. ده تا شماره داد.. ده تا عزيزم گفت .. ده تا عشق من گفت .. ده نفر هم بهش زنگ زدند.. ده نفر براش مردن .. ده نفر گفتن دلم برات تنگ شده .. به ده نفر گفت از تموم اين دنيا فقط تو رو ميخوام .. ده نفر براش مردن .. ده باز قرار گذاشت .. فهميد كه دنيا اين روزا معرفت و دل پاكه پاك حاليش نميشه .. بايد گرگ بيابون باشي تا زمين گير نشي .. فهميد كه اگه پول و ماشين و خونه هم باشه دل هم داري .. لگه اونا نبودن عاشق حسابت نميكنن .. تو ورژن جديد ميگن كه پول يعني وجود عشق .. خونه يعني وجود عاشق .. ماشين يعني وجود معشوق .. فهميد كه زيادي خوب بوده تو اين دنيا.. معني قرن جديد رو فهميد.. فهميد كه بابا جان روشنفكر
نيست ..! فهميد كه كمي عقبه از زندگي .. رفت و شد نامرد عالم .. ده تا زيد و ده تا تيريپ اتمي .. ده تا من برات ميميرم .. ده تا روزه خوب تو بام تهران .. ديگه ميدونست كه برات ميميرم و برات جونمو ميدم و همه چيزه من تويي .. مثل قصه هاي شاهنامه بابابزرگ يه كمايي بفهمي نفهمي خالي بنديه ..! (خيلي زياد خالي بنديه ..) يه مدت اين دنيا رو هم تو اين ورژن تجربه كرد.. وسط راه راهشو كج كرد و دنده عقب گرفت .. گفت .. نه عزيز ما به اين ورژن نميخوريم .. يه دل داريم يه دلدار هم بيشتر نميخوايم .. هيچ چي هم نداريم .. گرچه ميدونيم كه : اگه ماشين و خونه و پول باشه دل ليلي امشب با ماست .. برگشت و زد تو خاكيهاي خودش .. گفت بابا ورژنتون به ما نساخت .. ما همون عاشق زار ميمونيم .. ده تا هم نميخوايم .. ديگه يه دونشم نميخوايم .. همين كه فهميديم اين دنيا يه كمايي چپندر قيچي هست برامون بسه .. همين كه عشق برامون معني شد كلي هم چاكرتيم .. فهميديم كه ارزش دوستي و عشق كجاست .. ته دل آدما نيست .. ته جيبشونه و بس ..! اين روزا بايد آدم به خودش اعتماد كنه نه زيدش .. اگه يه روز گفتن دوستت دارم بدون كه فردا عرايض بالا رو تحويلت ميدن .. پس هر كي گفت I Love U بگو بر آدم خالي بند لعنتتتتتتتتتتتتت ....
نيلوفر و باران در تو بود
خنجر و فرياد در من
فواره و رويا در تو بود
تالاب و سياهي در من
در گذرگاهت سرودي ديگر گونه آغاز كردم ..
پدرام و پيام