اين دل شكستني است آهسته حمل شود
اين دل سوختني است آهسته گرم شود
اين دل كباب شدني است آهسته به سيخ كشيده شود
اين سكوت شكستني است آهسته فرياد كشيده شود
اين آري گفته شدني است آهسته پرسيده شود
اين نام فراموش شدني است آهسته به ياد آورده شود
اين لب ها دوختني است آهسته بوسيده شود
اين عشق ديدني است آهسته كور شود
اين زنداني اعدامي است آهسته به دار آويخته شود
اين چشمها بهاري است آهسته باريده شود
اين دختر آسماني است آهسته زميني شود
اين آزادي رويايي است آهسته خواب ديده شود
اين گنجشگ جوجه است آهسته شكار شود
اين شراب مردافكن است آهسته نوشيده شود
اين زخم بدخيم است آهسته خوب شود
اين مرد عاشق است آهسته عاقل شود
اين مازيار ديوانه است آهسته داماد شود
اين شعر پريشان است آهسته پاره شود
اين شاعر مجنون است آهسته كشته شود
مازیار
27/5/81