دوشنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۱

چرا چت میکنیم ؟!
چرا اینقدر زیاد چت میکنیم ؟!


از دوران شبکه بازیم که با شبکه پیام شروع شد ، پر طرفدارترین جای شبکه یه جایی بود به اسم تله کنفرانس
که کار همون چت روم های یاهو رو می کرد...
شبکه خوب به خوشگلی اینترنت نبود ، ولی در زمان خودش آخر تکنولوژی بود ! روزهایی که حداقل5 ساعت یا شایدم بیشتر از وقتمون رو توی چت روم میگذرونیدم ... هر هفته منتظر پنجشنبه ها میشدیم که بریم قرار شبکه توی پارک ملت ....
بعدا که اینترنت توی ایران جا افتاد ما هم واسه اینکه از قافله عقب نیوفتیم ، اومدیم توی اینترنت ! مثل تمام ایرانی های دیگه اولین چیزی که تو اینترنت یاد گرفتیم مثل شبکه ! مخ زدن بود ! وقتی واسه اولین بار یاهو مسنجر رو روی کامپیوترم ریختم کف کردم ! دیدم ماشاالله با جمعیت 70 میلیونیمون که نزدیک 47 میلیونش با سوادن و بقیه بی سواد ! و از این 47 میلیون با سواد فوقش 1 میلیون نفر به اینترنت دسترسی دارند !! دیدم که همه اون 1 میلیون نفر در حال چت زدن یا اصطلاحا" گپ زدن هستند ! تو هر مسنجری رفتم دیدم ماشاالله ایرانی ها همه جا در صحنه حضور دارند ! حتی مسنجرهای مخصوص آسیایی شرقی !
همیشه برام سوال بوده چرا ما ایرانی ها اینقدر بیش از اندازه از چت استفاده میکنیم ؟! خوب همه جای دنیا از چت استفاده میکنند اما نه به شدتی که ماها استفاده می کنیم ! بعضی از ماها وصل شدن به اینترنت برامون از نون شب هم واجب تر شده ! اگه یه روز میل باکسمون رو چک نکنیم انگار قرص هامون رو نخوردیم !!


توی این گپ زدن ها همه جور حرفی می زنیم ... یه شب درد و دل میکنیم ! یه شب غصه هامون رو برای هم می گیم ! یه شب هم پیاله غم های هم می شیم ! یه شب مخ هم رو میزنیم ! بعضی هامون هم که .... !!!
یه روز با میخندیم ! بعضی وقتها تو خونه مادرم میگه این پسره دیونه است ! با کامپیوتر می خنده !! یه بار می زنه زیر گریه ! جلوی همین مانیتورهامون ... خندیدیم ! عاشق شدیم ... ! با هم بهم زدیم ! گریه کردیم ... طمع مردی و نامردی از صفحه مانیتور چشیدیم ! خیلی حرفها زدیم و خیلی حرفها شنیدیم ! با همه جور آدمی حرف زدیم ! آدمهایی از هر فرهنگی ! با هر مدل تیپ عقاید و ارزشها ! از بچه مسلمون خفنش ! یا برو بچه های شیطان پرست ... از دخترهای خیلی خانمش ... تا دخترهای ... ! از پسرهای مردش ... تا نامردش ... بقدری گستره شخصیتی کسانی که باهاشون چت کردم زیاده که اصلا نمی شه طبقه بندیشون کرد ! پروانه ها رو میشه طبقه بندی کرد ! اما شخصیت و تیپ آدم هایی که چه در دوران شبکه بازی ... و چه در دوران اینترنت بازیم دیدم نمی تونم طبقه بندی کنم ! چون به جرات می تونم بگم هر کدومشون یک مدل بودند !!


اما چرا ما ها این همه چت می کنیم ؟!
شاید یک نیاز باشه .. . در جامعه ای که روابط دختر و پسر به خاطر سنت یا شاید هنجارهای جامعه با اینکه نسبت به قدیم جا افتاده ولی هنوز به طور کامل جا نیوفتاده ! شاید در دنیایی که ماشینیسم در و دیوارش رو گرفته ... ماشین واسطه ای شده ببرای برقراری ارتباط انسانها !
یا شاید در دنیایی که انسانهاش در عین اینکه در کنار هم هستند ، اما تنها هستند ! چت راه فراری باشه از این تنهایی ... یا شاید از بس از انسانهایی که می شناختیمشون نامردی و دروغ شنیدیم ، به کسانی که برایمان غریبه هستند راحت تر اعتماد می کنیم ! کسانی که ما را نمی شناسند و ما آنها را نمی شناسیم ! بعضی اوقات تمام اسرار زندگی مان را نمی دانم چرا به این انسانهای غریبه می گوییم ! حرفهای دلمان را ! حرفهایی که شاید به صمیمی ترین دوستان بیرون اینترنت مان نمی گویم !
بعضی وقتها هم اونقدر در خیابون دوستی ها بوی ظاهر رو گرفته ... به سرمون میزنه بیاییم از توی اینترنت کسی رو پیدا کنیم که بخاطر ماشین و موبایلت باهات دوست نمی شه ! شاید بخاطر خودته که باهات دوست می شه !
گاهی آنقدر روابط مان با هم در این چت ها قوی می شود که در قلبمان نجوای عشق را می شنویم ! عاشق کسانی می شویم ! که ندیدمشان ! عاشق کسانی می شویم ! که اصلا شاید تناسبی فرهنگی یا ارزشی با ما نداشته باشند ! اما خیلی دوستشان داریم !! کسانی که حتی وقتی می بینمشان برایمان قیافه شان چندان مهم نیست... حتی تیپشان ! یه حس نزدیکی به آنها داریم که به خیلی از دوستان نزدیکمان نداریم !
در دوران شبکه بازیم در شبکه پیام ... خیلی ها را دیدم که از طریق همین چت کردن ها با هم ازدواج کردند ! خیلی ها را دیدم که تا دم ازدواج پیش رفتند ! خیلی ها را دارم می بینم که دارند ازدواج میکنند ! دوستانم که الان نزدیک 3 سال است در کنار هم هستیم ... دوستانی شبکه ای که با هم کوه و شمال و این ور اون ور هر از گاهی می رویم ! دوستانی که شاید عقاید و تفکرات بسیار متفاوتی باهم داریم ! یکیمون یک مذهبی خفن و یکی دیگرمون یه نیمچه شیطان پرست ... یکی آخر بچه مثبت و خوب ! یکی دیگه آخر پدر سوخته !!
اما می تونیم توی یه اتوبوس تا شمال همدیگر رو تحمل کنیم ! حتی با هم دیگه هم حال کنیم ! بهمون هم خوش بگذره ! داشتم از رفاقتهای اینترنتی می گفتیم ! وقتی این رفیق های اینترنتی رو می بینم ! دوست پسر دوست دخترهای اینترنتی ... در ظاهر هیچ وقت باورم نمیشه که این ها چطوری با هم دوست هستند ! ظاهرشون تیپ هاشون و کلا همه چیشون خیلی با هم فرق داره ! اما خیلی با هم خوب هستند ! و عجیب بهم اعتماد دارند !! هر وقت توی شبکه 2 نفر با هم دوست می شدند من در تعجب میموندم ! 2 نفری که هیچگاه فکر نمی کردم باهم دوست بشوند همیشه باهم دوست میشدند !! احساس آدمها مرز نمی شناسه ! حتی از پشت مانیتور هم منتقل می شه ... وقتی انسانها به زبان انسانی با هم حرف می زنند ... دیوارهای اختلاف های فرهنگی و اقتصادی و خیلی دیوارهای دیگه رو می شکند ! چون همه ما ها اول انسان هستیم بعدش لباسهای گوناگونی بر تن می کنیم ! ذات همه ما یکی است ... و زبان انسانی همه ما یکی است ... میخواهد در زعفرانیه بدنیا آمده باشیم یا در شوش ... در تهران زندگی کنیم یا در لندن .... خواه مسلمان باشیم ... خواه مسیحی ! و خواه بی خدا ! اما ابتدا انسان هستیم ! انسانهای قرن 21 امی ! انسانهایی که در چند متری شان پر از آدم است ... اما در کنارشان کسی نیست ! خودشان هستند و خودشان !
هیچ جامعه شناسی فکر نکنم بتونه این روابط دختر و پسرهای الان رو در اینترنت تحلیل کنه ! خود من که چندین ساله این گونه روابط رو تجربه کردم ... و از نزدیک لمس کردم هیچ وقت نمی تونم بگم اینگونه روابط رو می فهمم ! گرچه که غرق این روابط هستم ! اما نمی دونم دارم تو کدوم دریا غرق میشم !
تو شبکه با پیج بازی و تله کنفرانس شروع شد ... با انجمن بازی ادامه پیدا کرد ... با مدیر انجمنی این جور جیزها پایان یافت ...
اینترنت هم با چت شروع شد ... با سایت خوانی ادامه پیدا کرد ... با وبلاگ داره ادامه پیدا می کنه ! خدا آخر این یکی رو بخیر کنه !


روابطتون سالم باد رفقای اینترنتی !


مازیار
21/5/81